سه شنبه , عقرب ۲۹ ۱۳۹۷
خانه / تحلیل / نیاز به تفسیری نو از اسلام و محمد (ص) !؟

نیاز به تفسیری نو از اسلام و محمد (ص) !؟

جامعه اسلامی افغانستان امروز بیشتر از هر زمانی نیاز به “باز شناخت یا تجدید تفسیر”  منابع شریعت اسلامی (قرآن و سنت) دارد؛ نه شناخت بیشتر تفسیر فربه‌تر از متون مقدس قرآن (دکتر عبدالکریم سروش).

ظاهرا شناخت عمیق و اصیل اسلام بر مبنای تفاسیر قدیم، بیشتر سبب انجماد و عدم پویایی اندیشه در جوامع اسلامی شده است. اسلام گرایان افراطی -درست در نکته مخالف با اسلام گرایان مدرن- تاکید بر شناخت هر چه بیشتر تفاسیر موجود دارند. از این منظر، اسلام در واقع بیشتر تفاسیری از متن است. متن را در هرعصری با هر ذهنیتی می‌توان مورد تعبییر و تفسیر و ارایه قرار داد؛ با ذهنیت‌های قبیله گرایانه زن ستیز و یا ذهنیت فراخ ، دموکراتیک و ملی!

در واقعیت امر، امروز اقتضاآت دنیای نوین از یکسو، و روان دین‌خواهانه و معنویت جویانه جامعه افغانستانی دو عامل مهم برای به دیده گرفتن مسئله تجدید تفسیر متون دینی ما را می‌سازند. در شرایط کنونی که خرد جمعی جامعه بشری به نبوغ فوق‌العاده‌ای رسیده و معیارها و مناسبات اجتماعی و سیاسی اکثر ملل دنیا بر مبنای اصول بنیادین انسانی طرح ریخته شده و جهان به گونۀ بی‌پیشینه‌ای بر اصل مشترک و فراگیر “انسانیت” پی برده است؛ تمامی جهان‌بینی‌های تنگ و تاریک و آراسته به تبعیض را به شکل جدی به چالش کشیده است. در این میان متون مقدس دیانت اسلامی با تفسیرهای تاریخ مند، توانایی تطابق و سازگاری با نیازها، واقعیت ها و اقتضاآت جدیدالتاسیس جامعه افغانستانی را در عالم تجدید شده ندارند؛ به طور مثال، فرهنگ امروز نمی‌تواند  با رویکرد سنتی_عرفی با مسئله حقوق بشری زنان و مسایل مشارکت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنان تعامل نماید. نتیجه همانا هجوم گسترده طلاب مدارس بر هنر موسیقی زنان در افغانستان می‌گردد!

تنزیل منطق بشر به واقعیت‌های اجتماعی

بنیادهای اقتصادی به شکل عمیقی دچار تحول شده، معارف بشری متحول گردیده و منطق بشر از انتراع به واقعیت‌های محض اجتماعی تنزیل یافته است. مسئله کمی و کیفی جنسیت به چالش کشیده شده است و انحصار و حصارت فرهنگی درهم کوبیده شده و جایش را به تداخل و تعامل فرهنگی و اجتماعی خالی نموده است. به همین‌ ترتیب می‌توان گونه‌های زیادی از این دست از تحولات را در نظام‌های اجتماعی مختلف، به خصوص در افغانستان نام گرفت. پاره‌های زیادی از مسایل فوق الذکر در تضاد آشکار با باورهای دینی-سنتی جامعه دینی افغانستان تبارز نموده است؛ در میان تضادهای مطروحه رویکرد تنگ نظرانه تفاسیر دینی ما نسبت به ظهور بسا از پدیده‌های جدا قابل تامل است؛ مسئله مشارکت فرهنگی و اقتصادی زنان در جامعه دینی –سنتی افغانستان یکی از اساسی‌ترین چالش‌های سد راه تحکیم دولت مدرن و دموکراتیک به شمار می‌رود. رویکرد تاریک و تاریخ‌مند شده تفاسیر دینی در همدوشی با عرف‌های قبیله‌ای را می‌توان به عنوان یکی از قوی‌ترین مولفه‌های بازدارنده تحکیم ثبات و دموکراسی در کشور فهم نمود.

نیاز برجسته ساختن آموزه‌های نوازشگر اسلامی

اسلام شناسان مدرن بر خلاف اسلاف خود، تاکید بیشتر به تببین چهره متعامل و انعطاف پذیر متون اسلامی دارند؛ این‌ها بر این باورند که اسلام را با تعامل می‌توان از اضمحلال کامل نجات بخشید! و آموزه‌های آرامش بخش و نوازشگر آن را با این رویکرد می‌توان در جهان نوین حفظ و مستولی نمود. این دسته از اسلام گرایان معتقدند که اسلام آموزه‌هایی دارد که بیشتر از خشونت گرایی و مطلق اندیشی برای بشر هدایایی دارد. این‌ها معتقدند بسا ارزش‌های اسلامی در فضای دموکراتیک و در شرایط تضمین آزادی‌های عقیدتی و فردی می‌تواند در دل‌های خسته و ملول بشر امروزی جای پیدا کند. این‌ها بر خلاف اسلوب جزم اندیشان اسلامی، اسلام را دینی با ظرفیت بالای تفسیر با مقتضیات عصر مدرن می‌دانند.

با این همه، آنچه تا اینجا به آن پرداخته شد به دور از تئوری‌های بدبینانه و توطئه گرایانه مطرح شد. اما با یک نگاه نسبت آلوده با توطئه و در چارچوب منطق مبارزات حفظ اصالت هویتی-تمدنی و در فضای برخورد تمدن‌های هانگتیتونی، نیک‌خواهان آزاده‌ای که دغدغه ترقی، همپایی با جهان مدرن و حفظ اصالت فرهنگی-تمدنی را دارند، آستین مبارزه بر زده و با بینش و درک عمیق و آزموده به دفاع منطقی از طریق گفتگو و تجدید تفسر متون دینی (قرآن و سنت) این تمدن را از حصار تنگ قشریون و تکفیرگران خشونت گرا بیرون کشند. تفکیرگران و افراطیون اسلامی بزرگترین دشمنی را ناخودآگاه یا خودآگاه با دیانت اسلامی در حال حاضر در جوامع اسلامی انجام می‌دهند!

اسلام گرایان خشونت گرا و مطلق اندیش در سال‌های پسین، روحیه دیانت و معنویت مردم افغانستان به شدت آسیب زده و چنین رفتاری جامعه اخلاقی-دینی ما را عاری از خصایل معنوی و اخلاقی خواهند نمود. از سوی دیگر نبود تعبیر متعامل از دیانت اسلامی با عالم فشرده شده و جدید، توده جامعه ما را با بحران عمیق فقدان معنویت در شرایطی که نیازهای اقتصادی توده‌ها روز تا روز سخت در تنگاه‌ها به پیش می‌رود، فاجعه بار بوده و سبب افزایش آمار خودکشی‌ها و بیهوده پنداری‌های زندگی می‌گردد. این قلم براین باور است که امروزه افغانستان بیشتر از هر زمانی نیاز به روحانیون دموکراتیک و نیکخواه داشته تا بتوانند دنیا و دین مردم را دوشادوش سامان داده به پیش ببرند و از سویی هم جهان غیر مسلمان را برای ما واقعی تعریف نموده و ما را به دنیای غیر مسلمان باالفعل و یا باالقوه دشمن معرفی ندارند تا فضای اعتماد واقعی بین ملل مسلمان و غیر مسلمان شکل گرفته و توطئه جایش را به همکاری و همیاری صادقانه در راستای تامین سعادت جمعی همه  انسان‌ها بدون در نظر داشت خطوط انتزاعی کفر و ایمان بدل نماید.

نویسنده: شعیب کریمی – دانشجوی علوم سیاسی

تبلیغات - شرکت توسعه نرم افزار طیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *