شنبه , سنبله ۳۱ ۱۳۹۷
خانه / اجتماعی / مومن سکولار

مومن سکولار

سکولاریسم ایده ای است که در جهان امروز به طور جدّی مورد توجه و التفات روشنفکران دینی و غیر دینی قرار گرفته است. آنچه در این میان بیشتر مجال بحث را فراهم کرده «نسبت و رابطه سکولاریسم با سیاست» است که در سال های اخیر دیدگاه های کاملاً متفاوتی درباره آن مطرح گشته است. از سوی دیگر ایده ها و اندیشه های عبدالکریم سروش، محمد مجتهد شبستری، حبیب‌الله پیمان، شهید مرتضی مطهری … به عنوان شاخص ترین احیاگران اندیشه دینی در عصر حاضر همواره مورد علاقه فرهیختگان بوده است. لذا بر آن شدیم که در این نوشتار از لابلای اندیشه ها و گتفمان ها به نتیجه متعادل و تفاهم منطقی در این باب دست پیدا کنیم .امید است این تلاش بتواند گوشه ای از ابهامات و شبهات این پیرامون را بزداید.

مسلم است كه در طول تاريخ، دين به شكل‏هاي گوناگون با حكومت و سياست در ارتباط بوده، بر آن تأثير گذاشته و هم‏چنين از آن تأثير پذيرفته است. حضور و اهمیت دين و داعيه‏هاي آن، از یک‌طرف، و قدرت‏هاي بلامنازع غيرديني، از سوي ديگر، همواره موجب تنش و كشاكش براي تعيين قلمرو و مرزهاي ميان آن‌ها بوده است و البته هیچ‌گاه اين مرزها به‌درستی تعيين نشده و اين تنش‏ها همواره ادامه داشته است. در غالب اديان، و از آن جمله اسلام، نفس حكومت و كسب قدرت مطلوب نمي‏باشد؛ حداكثر مي‏توان گفت قدرت وسيله‏اي براي نظارت و كنترل اعمال و رفتارهاي ديني به شمار مي‏رود. البته در طول تاريخ، اتفاق ديگري افتاده است و قدرت‏طلبي و دين‏خواهي باهم ترکیب‌شده‌اند. از سويي اديان هيچ‏گاه درباره‏ي سپردن حكومت به شخص خاص توصيه نكرده‏اند (و اگر هم‌چنین توصيه‏اي وجود داشته، تنها به پرهيزكاران و صالحان اشاره داشته است؛ نه فقها و علما). آنچه در اديان مهم است، محتواي حكومت، و نه شكل آن، است. بنابراين، همه‏ي اشكال حكومت (خلافت، امارت، سلطنت، مشروطيت، جمهوري، استبداد) با اديان سازگاري داشته و در زمان و مكان خود توجيه شرعي داشته است. بااین‌حال برچسب سکولاریسمی و تازیدن توده‌های افراطی – دینی چه به‌صورت آگاهانه و چه به‌صورت ناآگانه برای ترور شخصیت‌ علما، دانشمندان، نویسندگان و… ابزار داغ و تنش‌زایی بوده که عقده‌های تاریخی، سیاسی و اجتماعی را به دنبال داشته است.

سکولاریسم چیست؟

سکولار چه کسی است؟

 چرا با گفتن این کلمه در دل بعضی افراد آتش به طغیان می‌افتد؟

آیا این بدین معنی هست که شناخت کاملی از سکولاریسم ندارند؟

و یا سکولاریسم همچون فاشیسم و نازیسم و یا دیگر ایدئولوژی‌ها زننده، خون‌خوار و نابودگر است؟

و یا سکولاریسم به مفهوم ضدیت با آیین آسمانی و زیر پا گذاشتن اصول واساسات دینی و مذهبی است؟

سکولاریسم واژه‌ای انگليسى است كه از ریشه‌ی لاتين sueeculum، به معناى اين جهان، گرفته‌شده است. سکولاریسم نوعى ايدئولوژى است كه ريشه در اخلاق طبيعى دارد و مبتنى بر وحى و امور فرا طبيعى نيست. اين نظام فلسفى را اولین بار جورج اچ جى. هول يوك در حدود سال ۱۸۴۶ م. به‌طور رسمى در انگلستان مطرح كرد.

یکی از ریشه‌های پیدایش چنین بینشی نسبت به دین، وضعیت کلیسا در قرون‌وسطی بود. پدران روحانی کلیسا در این دوران، فرصت خوبی برای ترویج خرافات و محتویات آیین تحریف‌شده مسیحیت پیداکرده و در کمال قدرت، سرگرم کار خود بودند؛ درحالی‌که اگر کلیسا در حد توان خود درست عمل می‌کرد و یک نظریه و تعریف صحیح از دین ارائه می‌داد و توجه به امور دنیا را به‌طور مطلق، نامقدس نمی‌شمرد، شاید نامی از سکولاریسم پدیدار نمی‌گشت و ادیان آسمانی با چنین واکنشی روبه‌رو نمی‌شدند.

در حقیقت پیدایش ایدئولوژی‌های همچون سکولاریسم، انسان‌گرایی، خردگرایی و… واکنش‌های است که در برابر خرافات و سو استفاده‌های دینی و مذهبی قد علم کرده و سکولاریسم ابزار و پله‌های رسیدن به مقصد دگراندیشی و غایتا دموکراسی است.

سکولار کیست؟

  • اگر شخصی بپذیرد که وقتی وارد عرصه سیاست می‌شود به قضاوت عمومی و آرای عمومی احترام بگذارد و داور نهایی را، قانونی بداند که از طرف مردم انتخاب‌شده و از طرف مردم قابل تعدیل و تغییر باشد آن شخص سکولار است. و یا اینکه جهش به سمت مدرنیته و کنار گذاشتن سنت‌ها و باورها و یا هر پدیده‌ای که منبع فرا طبیعی داشته باشد.
  • نظام سیاسی کشور ما افغانستان، دموکراسی است و ما ملزم به رعایت ارزش‌های دموکراسی همچون آرای عمومی، حقوق شهروندی، حقوق بشر، آزادی بیان و… هستیم و تلاش سکولاریسم نیز بر اعمال ارزش‌های دموکراسی است.

بااین‌وجود بعضی واژگان در جوامع ارزشی می‌شوند بدین معنی که ما با ماهیت درونی و خصلت نهفته آن به تفاهم رسیده‌ایم اما با ظاهر  و چارچوب برونی آن مشکل‌داریم مثلاً بیشتری از مسلمانان که ضدیت شدیدی با سکولاریسم دارند به نحو غیرمستقیم سکولارند به دلیل اینکه تن به رعایت ارزش‌های سکولاریسم داده‌اند. اگر برایشان گفته شود که تن به رعایت ارزش‌های سکولاریستی داده‌اید، سرخی گونه‌هایشان و رگ‌های گردنشان برجسته خواهد شد. اما اگر بحث آرای عمومی، حقوق بشر، خردگرایی، انسان‌گرایی، آزادی بیان و… در میان بیاید با تمام توان از آن پشتوانی می‌کنند.

هر ایدئولوژی کامل نیست و هر ایدئولوژی کاملاً ناقص نیست. لهذا ایدئولوژی‌ها معمولاً سه نگاه را به خود جلب می‌کنند ( افراطی، متعادل و تفریطی ) بر همین اساس عده‌ی از سیکولاریست های افراطی درصدد تضعیف کردن دین و باطل خواندن هر آنچیزیکه منبع الهی دارد هستند و این نگاه بیشتر در ابتدا ظهور سکولاریسم  مطرح بود و امروزه سکولاریسم مداراگر شده و دیگر سکولاریست ها درصدد تضعیف کردن ادیان الهی نیستند و مبارزاتشان مبتنی بر این است که بین حقیقت زمینی و حقیقت ماورائی  تفکیک قائل شوند و به‌عبارت‌دیگر سیاست امر الهی نیست و سیاست را یک فرایند ناشی از قرارداد اجتماعی انسان‌ها می‌دانند و سیاست از کنش و واکنش‌های اجتماعی انسان‌ها زاده می‌شود و نگاه متعادل سکولاریست ها دین را به‌عنوان یک واقعیت انکارناپذیر در جهت رام ساختن نفس انسانی می‌پذیرند مشروط بر اینکه وارد عرصه سیاست، اقتصاد و سایر تبادلات که برآیند روابط انسانی دارد نشود.

حال سؤالی مطرح می‌شود که آیا با جدا کردن سیاست از دین ما سکولار شده‌ایم؟

خلاصه کلام خیر!

به‌صورت تفسیری اولاً باید روشن شود که ما چه نوع تعریفی از سیاست داریم و نیاز است که واژه سیاست به بحث گرفته و بعداً به پاسخ اجمالی آن بپردازیم.

سیاست چیست؟

از سیاست تعریف‌های مختلفی صورت گرفته که ما در این مقاله مختصر به چند تعریف آن برای روشن شدن بحث می‌پردازیم:

غیرمسلمان‌ها با دیدگاهای رئالیستی سیاست را پیکار افراد، گروه‌ها و دولت‌ها با یکدیگر بر سر قدرت می‌دانند.نویسندگانی چون ماکس وبر، ماکیاولی، هابز، دیوید اپتر و برخی دیگر، سیاست را تلاش در به دست آوردن قدرت، حفظ و افزایش آن می‌دانند. طبق این تعریف، انسان موجودی بدسرشت است و به قول (هابز)، انسان ها گرگ همدیگرند.

الف – تعریف سیاست از دیدگاه دانشمندان غیر مسلمان

  • به دست آوردن قدرت از هر راه ممکن (نیکولوماکیاولی)

در این تعریف هر وسیله‌ی را برای به دست آوردن قدرت توجه می‌کند مثل حیله و نیرنگ و فریب، جنگ، قتل و هر آن جنایتی که راه رسیدن به قدرت را میسر کند مورداستفاده قرارگرفته و مطلوب است.

  • حکومت کردن بر انسان‌ها (کایتانوموسکا)

در این تعریف همچنان تأکید بر فرمانروایی است و حفظ فرمانروایی را به هرگونه ممکن از ویژگی‌های مهم سیاستمدار خوانده است.

ب – تعریف سیاست از دیدگاه دانشمندان مسلمان

۱- ابونصر فارابی، سیاست را هدایت خلق به‌سوی خالق، در مدینه فاضله، توسط رهبر بیان می‌کند. مدینه فاضله او مدینه‌ای است که به‌وسیله بهترین و مستعدترین کسی که هدفش ترقی و سعادت فردی و جمعی است، اداره می‌شود.

۲- از دیدگاه غزالی، سیاست ابزاری است که انسان را به خداوند می‌رساند و نجات‌دهنده  او در دنیا و آخرت است.

از تعاریف فوق نتیجه میگیرم که اگر منظورمان از سیاست، هدایت خلق به‌سوی خالق باشد پس سیاست جزئی از دین بوده و ابزار مهم و فعال دین محسوب می‌شود و اما اگر سیاست را ابزاری برای تبادلات بین انسانی با رویکرد غربی به معنی نیرنگ، فریب، دروغ، چال و کسب منافع از هر راه ممکن بپذیریم پس سنخیتی با دین و اخلاقیات نداشته و نمی‌توان رابطه‌ی را میان سیاست و آیین آسمانی که مجموعه‌ی از دستورات اخلاقی و انسانی است برقرار کرد.

و اما اگر با جدا کردن سیاست‌های موجود امروزی که مجموعه‌ی از ابزارهای غیرانسانی و اخلاقی است از دین جدا کنیم، سکولار شویم این هم عادلانه نیست!

پس‌نیاز است که سیاست را به دودسته تقسیم کنیم:

الف – سیاست دینی

سیاست دینی مجموعه‌ی از دستورات انسانی و اخلاقی است که منبع آسمانی و فرا طبیعی دارد و هدف آن هدایت خلق و وصل شدن به ( خداوند ) است.

ب – سیاست وضعی

سیاست وضعی مجموعه از تصامیم، نگرش‌ها و عملکرد هایکه مبتنی بر اوضاع‌واحوال سیاسی و اجتماعی اتخاذ می‌شود و هدف آن رسیدن به نتیجه مطلوب است.

در ادامه چگونه می‌شود با سیاست دینی و دستورات شرعی با جهانی در ارتباط بود که بیشترین هزینه‌اش را صرف جمع‌آوری اطلاعات و هزینه‌های استخباراتی و نظامی برای کسب منافع می‌کند و یا با رویکرد اخلاقی و انسانی و باورهای دینی و عرفی چگونه می‌توان با چالش‌های فراروی جهان همچون (تروریزم، قاچاق مواد مخدر  و انسان، مشکلات محیط زیستی، رکود اقتصادی، کمبود آب شیرین، تنش‌های مرزی، معضل مهاجرت، بیماری‌های فرامرزی و…) مبارزه کرد.

و چگونه می‌توان باسیاست اخلاقی و انسانی در مبالات جهانی باسیاست‌های نفع طلب وارد عرصه‌ی سیاست خارجی، دیپلماسی و دادوستد شد؟

در نتیجه جدا کردن سیاست وضعی از دین به معنی بی‌دینی نبوده و مفهوم امروزی سکولاریسم به معنی کنار گذاشتن دین و ضدیت با آیین الهی و دین نیست و سیاست امری است که از کنش و واکنش‌های انسانی زاده می‌شود.
از آنجائی که نفس انسانی نفع طلب و خودپسند است می‌طلبد تا در همه‌ی کارزارها انصاف را مدنظر گرفته و با نگاه واقعی و رئالیستی با جهان خویش رابطه برقرار نمائیم.

کلید واژه‌ها:

سکولار، آرای عمومی، رئالیست، مدینه فاضله، اخلاق طبیعی، خرد گرایی

 

نویسنده: ادیب معصومی، دانش‌آموخته‌ی علوم سیاسی

لینک دانلود: مومن-سکولار

 

تبلیغات - شرکت توسعه نرم افزار طیان

این را نیز بخوانید

رسیدگی به پرونده جنایی یک زن

یک خانم به اتهام قتل شوهر خود در دادگاه هرات محکوم به مجازات شد. دادگاه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *