پنج شنبه , سرطان ۲۸ ۱۳۹۷
خانه / اجتماعی / چند جلد کتاب عبوس

چند جلد کتاب عبوس

سخن از مرگ است. سخن از افتادن پیکرهای چند قامت استوار که خورد خواهند شد با تهاجم خاموش که به کام تشنه خاک خواهند رفت؛ حکایت تکرار شدنی با زبان‌های تشنه مرگ، وحشت، دهشت، خون و تن‌های فنا شدنی.

در این مرز و بوم تکرار یک قصه همیشگی است، تکراری شبیه رفت و آمد شب و جنس مخالف‌اش وای با تکرار پیامی شبیه همان پیام دیشب، دیروز، ساعتی قبل و لحظه‌ای قبل با همان محتوا، همان موضوع، همان کلمات، آواها، هجاها و در نهایت همان نویسه‌های برخواسته از غوغای یاس برای بیان سخن ‌(اندیشه‌های)هر دم تکرار شده مرگ و پیکرهای چند قامت استوار که خورد شده و به کام تشنه خاک خواهند رفت.

برای نسل امروز، ابر و باد و مه و خورشید و فلک با ادبیات مشابه راوی یک نوع حکایت‌اند و دیگر برای خط‌های شعر ما نسیم ادبیات حافظ و صدای زیبای نی از مثنوی بلخ را به گوش‌های‌مان و برای روح‌مان نمی‌آورند و زمزمه نمی‌کنند.

وقتی با گام‌های استوار قدم بر می‌دارند و مرزهای این نکته از زمین را سیر می‌کنند، با خودشان از تک تک جاده‌هایش بوی کافور، تفنگ، بوی مرگ، وحشت، صدای فغان و نیاز فرزندان این نکته از زمین را با ادبیات خونین بر خط های دفترچه‌های ما نقش می‌کنند.

دیر زمانی است که کتاب‌های ما نمی‌خندند و اشعار ما پیک نمی‌زنند و از بیت های ساغر به دست سالیانی است که خبری نیست، آنچه که تا امروز تفنگ‌ها از خود به حیث میراث برای ما برجای گذاشته‌اند پتوی جمع شده ساقیان و یک جغرافیای خالی از خط های سرمست بوده است؛ خط هایی که تا دیروز در بزم نویسندگان می‌خندیدند و با ساقیان پیمانه به دست محفل آرای دیوان‌های هفت قلم بوده‌اند.

آنچه تا امروز حاصل تلاش تفنگ و تفنگ داران به اصطلاح رهبر بوده است، بال‌های شکسته پروانه‌هایی است که روزی آتش عشق در آن‌ها می‌درخشید و به دور یک محور می‌چرخیدند.

و متاسفانه آنچه حاصل یک و چند دهه چرخش ما به دور خورشید بوده است، سخن از مرگ، سخن از قامت های قوس شده، خستگی خط ها، عبوس شدن چندین هزار جلد کتاب بر وزن فعلاتن و فعل ها((لاهول و لاقوه الا باالله)) بوده است.

تک تک خط های ما امروز گریه می‌کنند و سخن از مادر، خواهر، پدر و برادر درد دیده ام را می‌زنند که تا دیروز قبل از هنرنمایی افکار جمعی بشر نام که معلوم نیست چه هستند و که هستند و یا از کجا ؟

شاید تکرار تلخی باشد این که بگویم سالیان یا چندین دهه است که درگیریم، آن هم با خود، بین خود و علیه خود؛ که این درگیری‌ها و بی‌نظمی‌ها حتا افکار قلم های ما را هم مریض روانی کرده است در حدی که به همه چیز به چشم یاس می‌نگرند.

 

اسحاق آرین‌فر-دانشجوی روزنامه‌نگاری دانشگاه هرات

تبلیغات - شرکت توسعه نرم افزار طیان

این را نیز بخوانید

رعد نیروهای ارتش برق طالبان را گرفت

در پی عملیات نیروهای ارتش در ولسوالی شیندند هرات ۷۵ طالب شورشی کشته شدند. به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *