شنبه , سنبله ۳۱ ۱۳۹۷
خانه / اجتماعی / دستگاه افراطیت اسلامی در چهارضلعی محرومیت های فرهنگی-اجتماعی، اقتصادی-سیاسی افغانستان

دستگاه افراطیت اسلامی در چهارضلعی محرومیت های فرهنگی-اجتماعی، اقتصادی-سیاسی افغانستان

چکیده

امروزه افراطیت مذهبی به عنوان یک چالش ملی و بین المللی  افکار عمومی شرق و غرب را بخود مبذول داشته است. در  اکثر گفتمان های سیاسی و محافل ملی و بین المللی، مبارزه با خشونت گرایی مذهبی از بحث های محوری می باشد. افراطیت، این برداشت خون آشام دینی و مذهبی از تدین اسلامی، تا کنون جان هزاران انسان را در زیر سایه باور های دینی گرفته و آزادی میلیون ها انسان را در سراسر گیتی به تهدید جدی مواجه ساخته است. افراطیون مذهبی اسلامی، در اقصا نقاط جهان حوزه سرباز گیری خود را طیف های جوان و نورس اجتماعی انتخاب نموده و مورد تاثیر ایدولوژیکی قرار داده اند. در این نوشته سعی شده است که چرایی گرایش به این مسلک خون چکان در افغانستان، تا حدی روشن شده، و علل و ارتباط گرایش و جذب جوانان به گروه های افراطی و خشونت طلب، بیان گردیده است. در این نوشتار به این پدیده سوایی از عوامل خارجی،  نگاهی نسبتاً انتفادی به دیانت جاری- اسلامی در کشور داشته ایم و همچنان سیاست های فرهنگی حکومت افغانستان را نیز در این راستا به نقد و بررسی گرفته شده است.

مقدمه

افراط گرایی و مقوله مبارزه با افراطیت امروز از بحث های محوری تمام نشست ها و گفتمان های ملی و بین المللی می باشد. قدرت های برزگ ظاهرا تا کنون موفق  به ارایه تعبیر دقیق و مدون از افراطیت، و راهکار مبارزه با آن  نبوده اند،  و یا هم نخواسته اند که چیزی از آن بدست دهند. افراط گرایی مذهبی را میتوان از مقوله های جدیدالتاسیس و از بحث های داغ قرن بیست و یک ادبیات سیاسی-اجتماعی جهان دانست. سوایی از سنوات تاریخی، این مقوله حد اقل از سال ۲۰۰۱ میلادی به این طرف، جان هزاران انسان را در سراسر دنیا خصوصاً در افغانستان گرفته و آزادی های اساسی و فردی میلیون ها انسان را با تهدید جدی مواجه ساخته است. با این حال، افغانستان بنا بر عوامل داخلی و خارجی و با حفظ ساختار سنتی_مذهبی، وارد این قرن شده است. بر اساس واقعیت های اجتماعی موجود، این ورود با ساختار کهنه در عالم جدید، ظاهراً سبب شد است  تا این کشور در این گفتمان، یعنی افراطیت و مبارزه با آن، به عنوان زیست گاه و پرورشگاه  افراطیت و صدور خشونت گرایی در جامعه بین المللی مطرح شود و در عین حال ار قربانیان اساسی این پدیده خونین نیز، باشد. به همین مقصد، اینکه دین ورزی کنونی جامعه افغانستان تا چه حد خود مستعد تبیین چهره ای از این دست از افغانستان در جامعه بین المللی است، مورد تفحص این نوشته نیز می باشد. همینطور، نگاه و راهکار برائت از تفکر افراطیت مذهبی را در قالب نقدی از آنچه که اکنون  دولت به عنوان سیاست های فرهنگی-اجتماعی در عرصه سیاست داخلی اعمال می کند را نیز، به بحث گرفته ایم. در همین چارچوب، با استفاده از شیوه توصیفی و تحلیلی،  رهیافت های مبارزه با افراطیت را با توجه به ظهور نسل جدید و بروز نیاز های نو در جغرافیای افغانستان، بحث خواهد شد. در این نوشته سعی می نمایم تا مسئله ثبات و امنیت پایدار افغانستان را با توضیح متغیره های مستقل و وابسته دخیل  پیرامون موضوع” گسترش دامنه فعالیت های افراطیون در افغانستان” را شناسایی نموده و رابطه بین این دو مقوله را از دیدگاه تحلیلی به بحث خواهم گرفت. در پایان آنچه را تا کنون این جانب از رهگذر مطالعات و مشاهدات دور نمای جنگ و ثبات در افغانستان یافته ام،  به عنوان نتیجه این نوشته مطرح خواهم ساخت.

کلید واژگان: افراطیت، محرومیت، تدین، اعتدال گرایی و امنیت پایدار

شرح موضوع

افراط گرایی را در حال حاضر می توان به عنوان میکانیزمی شناخت که از رهگذر خشونت گرایی در صدد رسیدن به مقاصد سیاسی و اجتماعی، در درون نظام های سیاسی و اجتماعی دنیا مطرح می باشد. افراطیون خشونت گرا با حجاب های مختلف وارد کار و زار های اجتماعی و سیاسی میشوند. افراطیون با مطالعات گسترده جامعه شناسی، حوزه فعالیت های شان را تعیین و طیف های مشخصی را از اجتماعات، مورد کار و تاثیر فعالیت های خویش قرار می دهند. سازمان های افراطیت مذهبی و تروریستی با شناخت درستی که از واقعیت های اجتماعی و فرهنگی جامعه سنتی افغانستان دارند، هماره در طول تحولات سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر این کشور، حوزه فعالیت های خویش را، باور های دینی و ارزشی مردم افغانستان انتخاب نموده اند. در این میان، جوانان به عنوان طیفی دارای احساسات مذهبی فروان، در حالی مورد توجه این سازمان ها قرار گرفته اند که در شرایط فقدان زمینه های اشتغال مناسب و مطمئین و موجودیت محرومیت های شدید فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، که به طور مستقیم منجر به تشدید احساسات و گرایشات دینی و مذهبی آن ها شده است، هدف اساسی شبکه های تروریستی و خشونت گرا می باشند.

افراطیون تمامی محرومیت های اقتصادی و اجتماعی موجود جامعه افغانستان  را تاکتیکی در جهت  اغنا و اغفال مخاطبین برای انجام عملیات هراس افگنانه ساخته، و این محرومیت ها  را با وعده های موعود طبق برداشت خود از قرآن، توجیه می‌کنند. این در حالی است که قرآن متونی دارد که ظرفیت تاویل و تفسیر فروان داشته و هر کسی با هر روحیه و هدفی می تواند از آن برداشتی را ارائه دهد. با این پیشفرض، جوان در شرایط فقر شدید و محرومیت های عدیده اجتماعی و فردی، با اندیشه و گروهی مواجه می‌گردد که تمامی غرایز اشباع نشده اش را که در شرایط فقر و فقدان شرایط استقرار نظام اقتصادی مسالمت آمیز به آن ها دستررسی نداشته و به نحوی برایش به آرزو و آرمانی دست نیافتی جلوه نموده است، مواجه می باشد.

با این فهم، جوان حاضر است برای اشباع غرایز اش، هر چند به صورت غیر مادی و تخیلی، در بدل انجام اموری چند در ساحه تخیلات مذهبی ساخته شده، تسلیم خطوط فکری افراطیون شود و خودش را مشبوع احساس نموده و صاحب هویت مادی غیری نقدی بداند. به این ترتیب، به نحوی فرد دست از این نقد برداشته و به آن نسیه، در سایه نفوذ ایدولوژیک افراطیون،  با عصبیت تمام به آرامش روان دست می یازد و برای تمامی نداشته های مادی اش؛ از قبیل نداشتن شریک جنسی مناسب، لباس فاخر و هویت فردی مناسب… توجیهی مقدس و نفرت انگیز نسبت متعنمان اجتماعی و اقتصادی در جامعه  پیدا می کند. و به این صورت ظاهراً سودای آخرت، دمار از حاضرت فرد می کَشد، و  فرد حاضر می شود خون انسان را برای رسیدن به امیال ذهنی و تخیلی، با اهدای جان خود، بریزد. افراطیون با حربه مذهب چنان خمار ایدولوژیکی را برای جوانان مسلمان زاده مهیا می‌کنند، که زمینه رهایی از آن جز با کسب تجربیات عینی از لذایز دنیوی و غریق بودن در نعمات بدنی و جنسی در کنار کسب آگاهی های فرهنگی و اجتماعی، ظاهراً برای جوان راهی دیگری موجود نخواهد بود. [۱]تجارب و مصاحبه های عاملین انتحاری و اعمال هراس افگنانه در سال های اخیر نشان داده است که؛ اکثریت قربانیان دسایس افراطیون مذهبی، جوانانی از مناطق به شدت محرومی بوده اند که دستررسی صعب به رفع نیاز های انسانی، اجتماعی و معاشرتی داشته و از تمامی تعلیمات انسانی و فرهنگی محروم بوده اند. این گروه اجتماعی به شدت محروم، حیثیت نیروی فدایی را در کارزار خشونت گرایی برای اهداف افراطیون مذهبی داشته اند. با این حال می توان  یک تقسیم بندی ساده از طیف اجتماعی مورد استفاده فعالیت های هراس افگنانه افراطیون بر مبنای شدت درجه محرومیت اقتصادی و اجمتاعی آنها به دست داد؛ جوانانی که در شهر ها با محرومت های نسبتاً کمتر زندگی می‌کنند، حثییت مبلغین و عاملین نفوذی افراطیون را داشته و وظیفه ایشان ترغیب و تشویق جوانان دیگر و سایر کتله های اجتماعی در جهت گرایش به اندیشه های افراطیت مذهبی، از طریق تریبون های چون مدارس و دارالحفاظ ها و مساجد بوده، و ظاهراً این اماکن  تغذیه ایدولوژیکی جذاب و خوبی را به کمک  مالی قدرت های ذی دخل در ثبات افغانستان، مهیا می کنند. از سوی هم طبق بررسی ها نامنتشر شده و ادعای مسئولین مجلس قانون گذاری افغانستان، اکثریت منابر و مساجد، در حال حاضر تریبون افراطیون بوده و حتی در دانشگاه ها نیز فعالیت های گسترده ی افراطیون به چشم می خورد. با این حال، افراطیون با موجودیت و بروز تضاد های طبقاتی ناشی از روند مدرنیزم در سال های پس از ۲۰۰۱ میلادی در افغانستان، به طور بی سابقه ی از این تضاد ها که می توان گفت، در فرایند های نو سازی طبیعی است، در خلای عدم موجودیت حاکمیت فراگیر دولتی با سیاست های مشخص فرهنگی و همسو در جهت تعمیم ارزش های انسانی، و اُفول دیانت عرفانی و معنوی در کشور، سود فروانی در جهت تعمیم اندیشه ای شان برده اند. [۲]

گروه دیگر این جوانان را می توان شامل گروه فدائیان و چیز باخته گانی دانست که هیچ چیزی، جز از دست دادن جان شان در راه رسیدن به امیال انسانی شان، ندارند. افراطیون با بکارگیری محرومیت فرهنگی و اقتصادی این جوانان، ایشان را با وعده های موعود از قرآن  به شکل رایج آن استفاده نموده و آنان را قانع ساخته، و با برجسته ساختن تضاد های برخواسته از سنت و مدرنیزم و توسعه اقتصادی، و با بکاری گیری ادبیات رایج مذهبی اسلامی مبتنی بر مفاهیمی چون؛ کفر، فاسق و موءمن… آنها را به بمب های ثانیه سوز برای انفجار در درون جامعه در حال گذار افغانستان مبدل می کنند. لازم است بدانیم که غیر از این تخدیر مذهبی و ایدولوژیکی، هیچ ماده ی دیگری به این صورت ایشان را قانع و خمار کرده نمی تواند، مگر انتی بادی از جنس دیانت معنوی در کنار توسعه اقتصادی.

به این صورت، افراطیون با شناخت درست از آرمان و ارزش های اجتماعی جامعه افغانستان وارد فعالیت شده و در این راستا دستاورد های بسیار زیادی اکثراً در مناطق محروم داشته اند. در شهر ها نیز بنا بر مقتضیات اصول دموکراسی، تریبون های آزادی بیان و مطبوعات را نیز در چمبره خویش گرفته و در این نواحی نیز نسبت به دولت افغانستان که مجری رسمی و قانونی نظام مردم سالار و آزاد است، فعال تر و منظم تر در صدد ترویج اندیشه های خود تا کنون کار نموده اند. طوری که در حملات تروریستی اخیر، انتحاریون گروهی این حملات وحشتناک، بر اساس شواهد رسانه ای، اکثراً اتباع افغانستان و بعضا از مناطق قبایلی پاکستان بوده اند، که می تواند سندی موثق برای اثبات این فرضیه باشد.

در هر دو صورت، این موضوع در اصل و درستی ماهیت مسئله خللی ایجاد نمی کند؛ تخدیر شدگان مذهبی و ایدولوژیکی کسانی اند که در محرومیت اقتصادی واجتماعی در شرایط فقدان آموزش های اساسی فرهنگی و اجتماعی از سایر ملل دنیا بسر برده و با این تخدیر به قول نویسنده و فیلسوف معاصر ایران، مصطفی ملکیان؛ ایشان گرفتار اندیشه خطرناک حق مالکانه شده و تمامی دنیا را غیر از خود به خطا و خسران پنداشته و کفر می پندارند.[۳]

نتیجه

در چنین شرایطی نیاز است که حکومت به عنوان مجری دیموکراسی و نگهبان آزادی و امنیت فردی شهروندان، و با توجه به تعهدات ملی و بین المللی اش، به پاسداری از ارزش های دموکراتیک و تعمیم آن پرداخته، و سیاست های فرهنگی و اجتماعی خود را بازنگری کرده و ادبیات رایج دینی را منطبق و همسان با شرایط دهکده جهانی بسازد. زیست مسالمت آمیز و کاهش آسیب پذیری اجتماعی ما، در گروه داشتن اندیشهء صلح آمیز و متساهل، گفتار و ادبیات صلح آمیز و بلاخره، رفتار صلح آمیز و غیر خشونت گرایی است که تهدیدی از جانب تدین ما، متوجه هیچ یک از ساکنین این دهکده نباشد. ما در شرایطی که دنیا به هم فشرده شده به یک نقد و بازنگری اساسی قرائت رایج دینی خود نیاز داریم. ما نمی توانیم با ادبیاتی و تدینی با جهانیان تعامل نمائیم که هر امتی را غیر از خود کافر و واجب الدم تلقی نمائیم. از اینرو، ما نیاز مبرهنی به برداشت و قرائتی از اسلام و دیانت اسلامی داریم که عاری از تنفر پراکنی بوده و مبتنی بر معنویت و مهروزی باشد و این نوع دیانت، چارچوب، تعبیر و نام مشخصی دارد(سیکولاریسم اسلامی). تاریخ تحول کشور های اسلامی با ثبات نشان می دهد که این ها از چه راهی رفته اند؟ من نیز به گمان غالب سرونوشت تمامی کشور های دینی از جمله افغانستان را در شرایط “جهانی شدن فرهنگ” مختوم به آن می دانم. دیانت ما نباید باالقوه تهدیدی متوجه جهانیان ساخته و سبب شده است جهانیان ما را به عنوان عنصری غیر متعامل و محارب در دنیا بشناسند. ما برای رسیدن به ثبات پایدار ناچار از پذیریش دیانتی هستیم که مجرای استفاده سیاسی و ابزاری از آن برای افراد در درون وجود نداشته باشد. نقد وارده بر این برداشت دینی مستند است و برای این اثبات و پذیریش این نقد، کافی است کسانی از غیر اسلام در خطبات نماز های جمعی مساجد افغانستان حاضر شوند و این تهدیدات و تنفرات  بالقوه را نسبت به خود درک و احساس نمایند. بناً با قرائت رایج از دیانت اسلامی، انتظار عدم مداخلات منفی قدرت های بزرگ را نسبت به موضوع نیز امری ساده لوحانه از دیدگاه سیاست ریالیستی حاکم بر دنیا است.

با این وجود، در پروسه مبارزه با افراطیت، ظاهراً  باید با سلاحی از جنس دین استفاده نمود و وارد این کارزار شد؛ یعنی باید از یکسو با قرائتی معتدل و متعامل و سازگار با مقتضای عصر، غریضه دین‌خواهی و دینداری مردم را مشبوع ساخت، و از سوی هم میان دیانت احاد مردم افغانستان و افراطیون مذهبی خشونت گرا، خط تفارق کم رنگی وجود دارد. این قلم به این باور است که، حکومت افغانستان برای رنگ بخشیدن به این تفارق و  برای تسریع روند تحکیم ثبات پایدار در این کشور، ناچار از اصلاح ادببات دینی و نصاب آموزشی و معارف این کشور می باشد. ترویج معارف و معنویت اسلامی ای که تنفر و نفرت پراکنی در بین انسانها در آن جای نداشته باشد، یکی دیگر از کار های است که باید از الویت های سیاست داخلی دولت در راستای ثبات و تحکیم دموکراسی در کشور باشد. با این تعدیلات خط صلح دوستی و اراده قاطع زیست مسالمت آمیز عموم ملت افغانستان، از افراطیون خشونت باور جدا شده، و  این اصلاحات مُعرف بهتری از ما در بین جامعه بین المللی خواهد بود. با این حال، نباید نقش اقتصاد و رفاه اقتصادی را در این راستا نادیده گرفت.  بهبود شرایط زندگی مردم و احساس آرامش اقتصادی و دستررسی آسان به اشباع نیاز های انسانی امری غیر قابل اغماض بوده و سیاست های اقتصادی دولت در راستای محرومیت زدایی و فقر، امری تعیین کننده  است. با این همه، اصلاحات فرهنگی در کانون بهبود مناسبات اقتصادی شهروندان نتیجه خواهد داد. 

نویسنده: شعیب کریمی

تبلیغات - شرکت توسعه نرم افزار طیان

این را نیز بخوانید

رسیدگی به پرونده جنایی یک زن

یک خانم به اتهام قتل شوهر خود در دادگاه هرات محکوم به مجازات شد. دادگاه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *