شنبه , سنبله ۳۱ ۱۳۹۷
خانه / تحلیل / صفر و صد؛ زن محوری یا مرد ستیزی؟

صفر و صد؛ زن محوری یا مرد ستیزی؟

سال‌هاست پیرامون فرهنگ مرد محوری صحبت می‌کنیم که عامل و علت اصلی زن ستیزی دانسته شده است. فرهنگی که زاینده‌ی افکار و رفتار مردهاست و جامعه‌ی که دیدگاه تک‌جنسیتی و تک‌سالاری را آویزه‌ی گوش خود کرده است. پیرامون جنسی صحبت کرده‌ایم که به جرم مرد بودن، محکوم ابدی به مقصر بودن است. جنسی که هماره ملزم به شنیدن شدیدترین اتهامات برای خود بوده است و در محکمه‌ی زن سالاری، مجرم مطلق شناخته شده است. علی‌رغم پذیرش حاکمیت فرهنگ مرد سرداری و پیامدهای منفی ناشی از آن، نمی‌توان مرد را “تک” عامل برای ایجاد، تقویت و حفظ این فرهنگ دانست و اجازه‌ی حمل آشغوره‌ی غلوغش‌های فرهنگی و فکری را برای او داد. با پیاده سازی رویکرد دادگری، می‌توان نابرابرهای جنسیتی را علیحده از “جنس مرد” تبیین نمود چنانچه حضور زنان زن ستیز و حضور سنت‌های که فراتر از اراده‌ی فرد قرار گرفته است، می‌تواند دلیلی باشد برای انکار زن ستیزی عده‌یی مردان!

اما دیدگاه یورش گونه‌ی عده‌یی زنان و هم‌پشتیان آنان نسبت به مرد، روند عدالت اجتماعی به اضمحلال مواجه می‌کند چه بسا سیر و سلوک‌های زن‌محوری که در تقابل و تضاد با مرد قرار می‌گیرد و موجب افزایش کشمکش‌های جنسی و جنسیتی می‌شود به طور نمونه می‌توان به روح پنهانی طلاق اشاره نمود که در “بعضی” موارد نابرابری شرایط و ناتوانی مرد در تأمین نیازهای ثانویه‌ی زن و مصرف‌گرایی آن، باعث دوری و انزجار زن از مرد شده و بدون در نظرداشت جبر اقتصادی، مرد را به طور حتم، محکوم به بی تفاوتی می‌کند و در صورت بر آورده نشدن خواسته‌های وی؛ از گزینه‌ی طلاق استفاده می‌کند. این مثال، تبیین کننده‌ی روح پنهانی طلاق است که از چشم خیلی‌ها پنهان مانده است و در روح عریان طلاق، خودکامه‌گی‌های مرد، عامل اصلی طلاق دانسته شده است در حالی که در بعضی موارد، برعکس آن صادق است.

از طرف دیگر، جامعه‌ی امروزی قانون صفر و صد را در ذهن همه نهادینه ساخته است طوری که مرد با گرفتن پرچم سیاهِ صد، همیشه فرمان‌روای جنگ و جدال، بی عدالتی‌ها، تبعیض‌ها، خشونت‌ها، جرم‌ها، انحرافات و غیره بوده است و زن با گرفتن پرچم سفیدِ صفر همیشه صلح گرا، فرمان‌بر، مظلوم، بی تقصیر، عاری از اشتباه و خشونت پذیر بوده است و این قانون صفر و صد، انکار کننده‌ی “واقعیت‌های اجتماعی” است چه بسا واقعیت‌های اجتماعیِ که بازتاب دهنده‌ی مقصر بودن زن در امر زن‌ستیزی است؛ تیره بودن روابط مادرشوهر با عروس، اختلاف بین ام‌بجین‌ها (زنِ برادر شوهر)، زن دوم شدن (هوو)، خشونت‌های فیزیکی به‌ویژه خشونت‌های روحی روانی زن بر زن و… از جمله مواردیست که زن را در تقابل با زن قرار داده و پایه‌ی زن پذیری را سست ساخته است.

در قانون جامعه‌ی ما، فرمولی بنام تعادل و میانه وجود ندارد که با تکیه بر قانون “عدالت وجدانی”، سوا از جنس (زن و مرد)، انسان را بر حسب اعمال فردی و غیر قابل تعمیم، مورد داوری قرار دهد بدین معنا که رفتار یک یا چند مرد مشخص را نمی‌توان بر کل این قشر تعمیم بخشید و همه را از یک عینک دید؛ همان‌طور که به صورت تام، همه‌ی زنان، مرد ستیز نیستند، همه‌ی مردان نیز زن ستیز نیستند.

اما در بسیاری موارد، پیش داوری‌ها و پس داوری‌های که پیرامون جنس مشخصی بنام مرد وجود دارد، بر کارنامه‌ی مرد مهر ناکامی زده است. این دید مرد ستیزانه را در بسیاری رده‌های سنی و سطوح تحصیلی می‌توان مشاهده نمود و عده‌ی عدیدی از با سوادان نیز با اتخاذ رویکرد مرد ستیزی و مجرم انگاری آنان، میزبان کل گرایی و مطلق گرایی این فرایند جنس ستیز شده‌اند. البته یک موضوع را نمی‌توان نهی کرد و آن عبارت است از: ناآگاهیِ رفتاری عده‌یی از زنان و مردان در مقابل هم‌دیگر. به گونه‌یی که عده‌یی با تقلید کورکورانه از الگوهای منفی، گرایش به زن ستیزی و مرد ستیزی نموده‌اند.

با یک چشم نگریستن به قضایای زندگی و “همیشه” انگشت انتقاد به سمت یک جنس مشخص دراز کردن موجب می‌شود تا روند “همدیگر پذیری” در بین افراد جامعه به اختلال مواجه شود و این اختلال میتواند ریشه‌ی بسیاری معضلات رفتاری، اخلاقی و زیستی شود. البته اتخاذ رویکرد تقابل گرایانه و تضاد گرایانه با مرد، نوعی “منازعه ی دایمی” را رقم می‌زند که راه به جایی نمی‌برد بلکه برعکس روز به روز به تنش‌های فکری و روحی دامن می‌زند و از روند ردیابی گزینه‌های دیگر برای حل نابرابرهای جنسیتی، باز می‌ماند. گزینه‌های جایگزین همچون آگاهی‌بخشی حقوقی به هر دو طرف، نهادینه‌سازی عدالت اجتماعی، به رسمیت شناختن دو جنس سالاری (زن و مرد) وغیره می‌تواند جایگزین‌های مناسب‌‍تر و مطلوب‌تری برای حل تبعیض‌های جنسیتی و بی عدالتی‌های جنسیتی شود.

در فرجام!

همان‌طور که نابرابری جنسیتی با نابرابر ساختن پله‌ی زن مقدور نیست با نابرابر ساختن پله‌ی مرد نیز این نابرابری‌ها، مداوا نمی¬شود بلکه رعایت عدالت اجتماعی، عدالت رفتاری و عدالت فکری بهترین گزینه برای مداوای این درد “همه گیر” است.

 

تبلیغات - شرکت توسعه نرم افزار طیان

این را نیز بخوانید

کاهش آمار خشونت علیه زنان در هرات

آمار خشونت علیه زنان در هرات نسبت به سال گذشته ۲ درصد کاهش داشته است. …

۲ نظرات

  1. صالحه محك يادگار

    سلام و عرض ادب دارم
    مطالب و داستان مينويسم كه در سايت هاى مختلف به نشر ميرسد
    اگر سايت وزين شما گنجايش داشته باشد ارسال كنم
    با حرمت

    • درود متقابل!
      سپاسگذاریم از این که به ما سر می زنید.
      از هرات تایمز به ایمیل شخصی تان یک پیام فرستادیم.
      از همکاری تان استقبال می کنیم.
      بهروز باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *